|
باز ای الهه ناز با دل من بساز کاین غم جانگداز برود ز برم گر دل من نیاسود از گناه تو بود بیا تا ز سر گنهت گذرم باز می کنم دست یاری به سویت دراز بیا تا غم خود را با راز و نیاز ز خاطر ببرم گر نکند تیر خشمت دلم را هدف به خدا همچو مرغ پر شور و شعف به سویت بپرم آن که او به غمت دل بندد چون من کیست ناز تو بیش از این بهر چیست تو الهه نازی در بزمم بنشین من تو را وفادارم بیا که جز این نباشد هنرم این همه بی وفایی ندارد ثمر به خدا اگر از من نگیری خبر ، نیابی اثرم این همه بی وفایی ندارد ثمر به خدا اگر از من نگیری خبر نیابی اثرم + نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 2:28 بعد از ظهر توسط نرگس |
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج !! دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بودو در ان لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از توبودن براي تو گريستن وبه ای عشق ودنياي تو نرسيدن کاش ميدانستي بدون تو و دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم ** تا بدانی ای خوبم دوستت دارم.**
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 11:43 قبل از ظهر توسط نرگس |
یه شب خوب تو آسمون یه ستاره چشمک زنون خندید و گفت:کنارتم تا اخرش تا پای جون
ستاره قشنگی بود اروم و ناز و مهربون
ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون
اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون
ماه اومد و ستاره رو دزدید و برد نا مهربون
ستاره رفت و من شدم بی همزبون
حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به اسمون
دلم میخواد داد بزنم:
"این بود قول و قرارمون" ------------------------------------------------------------ ای ستاره ها که بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته اید ای ستاره ها که از ورای ابرها بر جهان ما نظاره گر نشسته اید آری این منم که در دل سکوت شب نامه های عاشقانه پاره میکنم ای ستاره ها اگر به من مدد کنید دامن از غمش پر از ستاره میکنم ای ستاره ها چه شد که در نگاه من دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد؟ ای ستاره ها چه شد که بر لبان او آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد؟ ای ستاره ها مگر شما هم آگهید از دوروئی و جفای ساکنان خاک کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید ای ستاره ها،ستاره هاي خوب و پاك من كه پشت پا زدم به هرچه هست و نيست تا كه كام او ز عشق خود روا كنم لعنت خدا به من اگر به جز جفا زين سپس به عاشقان با وفا كنم اي ستاره ها كه همچو قطره هاي اشك سر به دامن سياه شب نهاده ايد اي ستاره ها كز آن جهان جاودان روزني به سوي اين جهان گشاده ايد رفته است و مهرش از دلم نميرود اي ستاره ها،چه شد كه او مرا نخواست؟ اي ستاره ها ستاره ها ستاره ها پس ديار عاشقان جاودان كجاست؟ + نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386 2:24 بعد از ظهر توسط نرگس |
دلو تو روزنامه پیچیدم توی جعبه ای گذاشتم خوب و محکم اونو بستم راه دیگه ای نداشتم بردمش اداره ی پست دادمش برات بیارن دلو تحویل نگرفتن پیش بسته ها بذارن گیر دادن دلت بزرگه نمیشه اونوفرستاد مونده بودم چیکار کنم دلم یاد تو افتاد یاد ِ اون روزی که قلبت یه دفعه مثل یه سنگ شد خاطراتت یادم اومد دل من دوباره تنگ شد حالا من این دل تنگ رو میدمش برات بیارن این دفعه میشه فرستاد انگاری حرفی ندارن دل من قد یه دنیا تو رو دوست داره همیشه پیش من باشی نباشی عاشق هیشکی نمیشه + نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 5:32 بعد از ظهر توسط نرگس |
هیچکی از رفتن من غصه نخورد وقتی رفتم نه که بارون نگرفت + نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 11:34 قبل از ظهر توسط نرگس |
قلبی تیرخورده کشیدیم ورفتیم و دوستت دارم را مانند بغضی فرو خوردیم. اما هرگز حتی برای یکبار در حضور روشن خورشید عاشقانه چشم در چشم هم ندوختیم. ما همیشه قبل از سلام گفتیم خدا حافظ و از قلبهای تیر خورده ی ما انقدر خون چکید که مردیم وهرگز سیب را نفهمیدیم ! + نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 12:4 بعد از ظهر توسط نرگس |
یک عمر تو را به هر کجایی بردم هر لحظه گذشت بی تو من نشمردم حالا تو بمان و قصه ات راحت باش از بس نرسیدم به تو آخر مردم + نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386 4:56 بعد از ظهر توسط نرگس |
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386 4:40 بعد از ظهر توسط نرگس |
|
| ||||||